عشق به جهان
در درياي بي كران عشق تو شناکنان می خواهم به ساحل برسم و غافل از اینکه این همان ساحل بدبختی و جهالت است ...
پس مرا در دریای خود غرق گردان و نگذار به ساحل راهیابم ...
بیا صفحات دفتر مرا ورق بزن و در آغوش زیبای افکارم مرا از ساحل دور گردان
با تشکر
فردای انسانها
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۵/۲۴ ساعت ۵:۳۹ ب.ظ توسط اقبال
|
در اینجا دلنوشته هایی رو میبینین که به سبک خودمونی نوشته شدن